برچسب:, :: 13:49 :: نويسنده : A
نبودن عشقم داره داغونم بدجور دلم هواشو كرده بدجوري دلم واسش تنگ شده من فقط خودشو خواستم اين كه چيز زيادي نبود الان شب وروز زل ميزنم يه عكسهاش وچشهام همش بارونيه نميدونم چيكاركنم نميتونم اين همه فشارو تحمل كنم شدم يه عروسك كه همه دارن واسم تصميم ميگيرن همه دارن نيشم ميزنن سرزنشم ميكنن كارم به جايي رسيده كه يه بچه هم ميزنه تو سرم ببين زندگيم چطوري شده دارم داغون ميشم كمكم كن خدايا من دوسش دارم هنوزم عاشقشم كمكم كن
نظرات شما عزیزان: محمد
![]() ساعت10:51---5 ارديبهشت 1391
![]()
لب پنجره ام ،
هوا باراني است ، دل من هم. پنجره را باز مي كنم، اشك آسمان با اشك من يكي مي شود فقط آسمان مي تواند با من همدردي كند هنوز هم نمي دانم در دل آسمان چه مي گذرد كه فقط او مي تواند درد مرا بفهمد... ![]()
![]() |